برچسب:
نویسنده: پرهام جلالی

نشسته ام در انتظار این غبار بی سوار
دریغ کز شبی چنین، سپیده سر نمی زند

برچسب:
نویسنده: پرهام جلالی
زان یار دلنوازم شکریست با شکایتگر نکته دان عشقی، بشنو تو این حکایتبی مزد بود و منت هر خدمتی که کردمیا رب مباد کس را مخدوم بی عنایت در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجاسرها بریده بینی بی ظلم و بی جنایتچشم
برچسب:
نویسنده: پرهام جلالی